محمدرضا جبارى
471
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
ملحوظ و محترم بود . اين جمله به تدريج وى را نزد شيعيان بزرگ كرد و اختصاص او به پدرم و مراتب وثوق و ديانت و فضل او نيز روز به روز مقامش را نزد شيعيان استوارتر نمود تا آنكه از طرف پدرم به نيابت و سفارت منصوب گرديد و كسى جز بعضى جهّال در امر نيابتش ترديد نكرد و اين نكته از تعدادى از بنى نوبخت نقل شده است مثل ابو الحسن بن كبريا ، و غير او » . 5718712 خ 0 192 خ حسين بن روح در اين زمان ، از موقعيت اجتماعى خوبى نيز برخوردار بود . از قراين دال بر اين سخن ، روايت شيخ صدوق است ، بدين مضمون كه : « يكى از علويان ، به نام « عقيقى » به ديدار وزير ، « على بن عيسى جراح » ، رفت و از او درخواست كرد تا مسايل مالى وى را حلّ و فصل كند ؛ ولى وزير به سخن او گوش فرا نداد ! از اينرو ، « نوبختى » پيامى به « عقيقى » فرستاد و مشكلات او را حل كرد » . 6718712 خ 0 193 خ « ابو جعفر عمرى » ، چنانكه گذشت ، از دو سال قبل از وفات خود ، شيعيان را براى تحويل اموال و وجوه شرعى به نزد ابن روح مىفرستاد و فرمان مىداد كه از وى مطالبه قبض ننمايند ؛ و اگر كسى از اين كار خوددارى مىكرد ، مورد نكوهش ابو جعفر قرار مىگرفت ! 7718712 خ 0 194 خ با وفات « ابو جعفر عمرى » ، « حسين بن روح » به دار النيابة در بغداد آمد و رسما جلوس كرد و وجوه و بزرگان شيعه گرد او نشستند . خادم أبو جعفر ، يعنى « ذكاء » ، حاضر شد و عصا ( عكّازه ) و كليد صندوقچه ابو جعفر را به ابن روح تحويل داد و گفت : « ابو جعفر مرا فرموده است كه چون مرا به خاك سپردى و أبو القاسم بر جاى من نشست ، اين اشيا را تسليم او كن ؛ اين صندوقچه حاوى خواتيم ( مهرهاى ) ائمه عليهم السّلام است » . حسين بن روح در آخر آن روز با جماعتى از شيعه از دار النيابة بيرون آمد و جمعا به خانه « ابو جعفر محمد بن على شلمغانى » رفتند . 8718712 خ 0 195 خ اولين توقيعى كه به دست ابن روح صادر شد ، به تاريخ يكشنبه 24 شوال سال 305 ق مربوط مىشود . اين توقيع ، كه « ابو العباس بن نوح » آن را به خطّ « محمد بن نفيس » يافته ، بعدا به اهواز ارسال شد ؛ و ظاهرا مشتمل بر خبر ابقاى وكيل اهواز در سمتش بوده است . 9718712 خ 0 196 خ همچنين ابن روح ، وكيلش « شلمغانى » را ناظر بر فعاليتهاى محافل مخفى اماميه در ميان مردم « بنو بسطام » در بغداد 0818712 خ 0 197 خ و همينطور ، واسطه بين خود و « ابو جعفر